تبلیغات
Gods Eye
Gods Eye
موجیم که آسودگی ما ، عدم ماست !

                     كنون رزم virus و رستم شنو

دگرها شنیدستی این هم شنو

كه اسفندیارش یكی disk داد
بگفتا به رستم كه ای نیكزاد ...



متن کامل را در ادامه مطلب ببینید

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1388 توسط حبیب j00n

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس . اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد! ...

 
آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ...
ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است.
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع.
این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش ...
***
بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار. نامنتها و بی نهایت پیشکش.
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی . این آب مانده است و بو گرفته است. و تو می دانی آب هم که بماند می گندد، آب هم که بماند لجن می بندد.
و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد!




نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388 توسط حبیب j00n

هر بار كه‌ می‌روی، رسیده‌ای‌

    

...پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی

می‌دانست‌ كه‌ همیشه‌ جز اندكی‌ از بسیار را نخواهد رفت.

آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و كُند؛ و دورها همیشه‌ دور بود.

سنگ‌پشت (لاک پشت) تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌كشید.

پرنده‌ای‌ در آسمان‌ پر زد، سبك؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.

كاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌كردی. من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه.

و در لاك‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ نا امیدی...

خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند كرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. كُره‌ای‌ كوچك‌ بود

و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ كس‌ نمی‌رسد !

چون‌ رسیدنی‌ در كار نیست. فقط‌ رفتن‌ است.

حتی‌ اگر اندكی. و هر بار كه‌ می‌روی، رسیده‌ای.

و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكی‌ سنگی‌ نیست، تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌كشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.

خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت...

دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور.

سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و رفت، حتی‌ اگر اندكی؛ و پاره‌ای‌ از «او» را با عشق‌ بر دوش‌ می كشید...




نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388 توسط حبیب j00n

سلام ؛ حال من خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .
با این همه اگر عمری باقی بود
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه دل کسی در سینه بلرزد
و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . .
تا یادم نرفته است بنویسم:
دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود . . .
خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم
دعا کردم که بیایی
با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد
اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست
رفتی پیش از آن که باران ببارد . . .
می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است !
انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است
بی پرده بگویمت :
می خواهم تنها بمانم
در را پشت سرت ببند
بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!
هذیان می گویم ! نمی دانم . . .
نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد
ساده باشد ، بی کنایه و ابهام
پس از نو می نویسم:
سلام! حال من خوب است
اما تو باور نکن . . .





نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388 توسط حبیب j00n

انجیر در آسیا رویش می کند. امروزه بیشتر از 600 نوع متفاوت انجیر وجود دارد.

انجیر خشک محتوی مقدار زیادی قند( در حدود 60 درصد) می باشد. این دلیل خوبی است برای آن که ورزشکاران از انجیر استفاده می کردند.

رومی ها انجیر تازه را به برده هایشان می دادند، برای آن که آن ها بتوانند بهتر کار کنند. انجیر خشک در آن زمان خیلی کم مصرف می شد. انجیر از درختی به نام فیکوس( Ficus) می روید و...



متن کامل را در ادامه مطلب ببینید



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388 توسط حبیب j00n

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1388 توسط حبیب j00n

لطفا تصاویر را در ادامه مطلب ببینید
ممنون

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1388 توسط حبیب j00n





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1388 توسط حبیب j00n

لطفا عکس ها را در ادامه مطلب ببینید .
ممنون

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مرداد 1388 توسط حبیب j00n





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مرداد 1388 توسط حبیب j00n
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

آمار سایت


Habib Joon